مرتضى راوندى
266
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ربض يا به فارسى روستا خوانده مىشد . شهر بخارا هفت دروازهء آهنين داشت : دروازهء شهر ، دروازهء نور ، دروازهء حفره ، دروازهء آهنين ، دروازهء كهندز ، دروازهء بنى سعد ، دروازهء بنى اسد ، دروازهء مهر و كه همه از آهن بودند . - كهندز در پشت دروازهء شهرستان واقع بود و قصر پادشاهى و خزاين و زندانهاى شهر در آن بود . اما آباديهاى شهر از ربض نيز تجاوز مىكرده . در اندرون ربض ، ده دروازهء ديگر هم بوده است . قصر پادشاهى بخارا نزديك باب السهل كهندز و رو به قبله بود و در هيچيك از شهرهاى اسلام ، بنايى باشكوهتر و مجللتر از آن نبود . در ربض بخارا بازارهايى بود ، و بعضى از آن بازارها دروازه داشت . . . در زمان رودكى شهرى را در اسلام باصفاتر از بخارا نمىدانستند و چون كسى برفراز كهندز بخارا مىشد تا چشم كار مىكرد ، سبزه بود و در ميان سبزه قصور چون گلهاى فراوان مىدرخشيد ، و در هيچيك از شهرهاى ماوراء النهر و خراسان ، مردم ، چون مردم بخارا به آبادانى نمىپرداختند . گرداگرد شهر پر از درخت بود و در ميان آن درختان ، كاخها و باغها و قراى پيوسته بهم ، چنان كه ديوار دورهء اين آبادى دوازده فرسنگ بود و در آن ميان زمين باير ديده نمىشد . محوطهء شهر ، ديوارى محكم داشت به طول يك فرسنگ و قلعهء بخارا در ميان آن ديوار بود و در آن قلعه ، كاخ امراى آل سامان بود . در خارج شهر نيز محلات بسيار بود ، مسجد جامع در كهندز واقع بود . در تمام شهر نهرهايى از آب سغد جريان داشت . شهر بخارا از خانههاى گلين ساخته شده بود و بازارهاى فراخ داشت . ساختمان و سواد آن مانند دمشق بود ؛ از بسيارى خانهها و بهم فشردگى بامها ؛ و كهندز در عقب اين سواد بود و مساجد و بازارهاى شهر نيكو و زيبا بود . شهرى آبادتر و پرجمعيتتر از آن نمىشناختند ، و آهنگ بسوى اين شهر را مبارك مىدانستند و عقيده داشتند هركس در بخارا زندگى كند به دو خوش گذرد و هركس كه بدان شهر باشد . خوراك گوارنده و گرمابهاى پاك و كوى و برزنهاى گشاده و آب سبك و سرايهاى ظريف دارد و از خوراك و وسايل زندگى خوش باشد و ميوه بسيار يابد و مجالس و جماعات بسيار ، عوام شهر نيز از دانش و فرهنگ بىنصيب نيستند . محل اقامت پادشاهان و امرا و بزرگان بخارا و زندانها و ديوانهاى پادشاهى و حرمسراى و خزينه در كهندز بود و ديوارها و برجهاى آن را از خشت پخته ساخته بودند . « 1 » « كاخ پادشاهان بخارا در موضع ريگستان بود . نصر بن احمد سامانى به ريگستان ، سرايى ساخت بسيار نيكو و مال بسيار در آن به كار برد ، و هم در آن سراى ، عمال مملكت را سرايها ساخت و هر عاملى را جداگانه ديوانى بود ؛ بر در سراى سلطان ؛ چون ديوان وزير و ديوان مستوفى ، و ديوان عميد الملك ، و ديوان صاحب شرط ، و ديوان صاحب بريد ، و ديوان مشرف ، و ديوان مملكت خاص و ديوان محتسب ، و ديوان اوقاف و ديوان قضا . پادشاهان سامانى را كاخى ديگر در بيرون شهر بخارا بود در محلى به اسم « جوى - موليان » . از دروازهء ريگستان تا دشتك در ميان شهر ، تمام خانها و سرايهاى منقش عالى سنگين و
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 492 - 489 ( به اختصار ) .